X
تبلیغات
حرفهای ما هنوز ناتمام...

به پاییز می مانی
آدم نمی داند

چه بپوشد به وقت دیدنت...

ابوالفضل شاهی

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 اردیبهشت1393ساعت 22:43  توسط من او   | 

باد

پیچیده بود لای موهاش
و این

رفتن را سخت میکرد

+ نوشته شده در  جمعه 9 اسفند1392ساعت 19:36  توسط من او   | 

خودم را میزنم به راه ِ لاک سبز
به اینکه پاشنه ام چقدر باید بلند باشد
تا ارتفاعم به چشم بیاد
خودم را میزنم 
به بلندی مژه ها
و موهایی که از من نیست
میزنم 
تا یادم برود
چقدر "پاییز"نیست
+ نوشته شده در  یکشنبه 10 شهریور1392ساعت 1:46  توسط من او   | 



حالا  که بنفشه ها سبز شده اند

بهانه ای ندارم

بیا

عاشقم کن



پ ن:

توی قرن دود و آهن تو رسول گـل و نوری

تو عطوفت مسلم تو حقیقت غروری

واسه این شرقی تن داده به باد

تو گوارایی حس وطنی

تو  شقاوت شب قرن یخی

تو شکوفایی تاریخ منی

داریوش-جنتی عطایی-مرحوم بیات



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 31 خرداد1392ساعت 10:34  توسط من او   | 






باید خیلی مرد باشی که به ارزویت رسید باشی

که از آن خلبانهایی نباشی که پوسیدن پشت میز و فرمان و... را انتخاب میکنند(یا پوسیدن انتخابشان میکند)

خواستی با آتش بازی کنی و خواستی که با تو بازی کند

برای من که می ترسم

چیزی نمانده

جز این اینکه دعا کنم جایت خوب باشد

کنار خدایی که فقط خودش می داند آن لحظه به چه فکر میکردی

که از ارزوها و روزهایی که ندیدی گذشتی  و گذاشتی دود انقدر گلوی ریه ات را فشار دهد

که بغض نبودنت دست از گلوی ما بر ندارد




+ نوشته شده در  سه شنبه 31 اردیبهشت1392ساعت 12:56  توسط من او   | 


خسته است و سنگین

پیراهنم

انگار

هزار مرد

راه هایش را رفته و برنگشته اند

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1392ساعت 23:51  توسط من او   | 

سرِ این نخ را بگیر

و عاشقانه ای بباف

که تنهایی

سوز ِ بدی دارد

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1391ساعت 0:43  توسط من او   | 


سر  باز

که میشوی

جهانی تسلیم می شود


*دوستان لطفا روی بنری که قسمت راست وبم هست کلیک کنید و اگر مایلین به جمع اوری کتابخانه ی صوتی برای کودکان نابینا کمک کنین.بسم الله

+ نوشته شده در  چهارشنبه 2 اسفند1391ساعت 1:5  توسط من او   | 

مطالب قدیمی‌تر